میشه خوند!

خرید بک لینک
٥ سال پيش تو فيسبوك در صفحه اي كه مربوط به كوچه برزگر بود عضو شدم.كوچه اي كه در آن از بدو تولد زندگي كردم.شروع كردم به نوشتن خاطراتی تحت عنوان( آنچه كه از آنجا به ياد دارم)اولين نوشته هام معرفي آدمهاي ساكن اون كوچه در دهه ي سي و چهلتحت ٥ گروه بود.١- خانواده ها٢- پدر ها٣- پسر هاي بزرگتر از من٤- پسر هاي هم سن من٥- پسر هاي كوچكتر از مندر رديف ٥ نام مختار حاج رجبي، (باباي شايا دوست تلگرامی آملی های ساکن تهران) را نوشته بودم.اين درحالي بود كه بيش از سي سال مختار را نديده بودم.گذشت تا عيد ٩٤ براي عيد ديدني رفتم خونه خواهر كوچكم كه همسر مهندس حاج رجبي است.ديدم چهار پنج نفر مهمان دارند.سلام عليكي با همه كرديم و عيد را به هم تبريك گفتيم.نه كنجكاو بودم و نه دقت كردم تا مهمانها را شناسايي كنم.همينطور كه لبخند عامه پسندی روي لب داشتم، و شايد مشغول خوردن شيريني! ديدم آقاي مهمان مرا خطاب قرار داد كه فلاني شايد منو نشناختي؟ نگاهي كردم و با لبخندم فهموندم كه متاسفانه نه!گفت پس عينكم را بردارم.به محض در آوردن عينك گفتم: مختار تويي؟ماچ و بوسه ي مخصوص تجديد شد و از حال و میشه خوند!...

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 20:26

تبليغ پپسي كولا در بدو ورود به ايرانپپسي كه ويشتر از ٦٠ سال پيش بمو ايران، خله ها و از جمله ملائون گتنه حرامه چون ونه صاحاب يهوديه و يا گتنه بهائيه!خله استقبال نيه و دنبال اين دينه كه اتا تبليغ جانانه هاكن تا مردم بورن ونه سراغ.تبليغ راديو كارساز نيه چون مردم راديو ناشتنه!بدينه بهترين كار اينه بورن دس به دامن ملائون بووشن.بوردنه ملا ره بئوتنه اتا كمك اماره هاكن تا مردم پپسي بخرن!بپرسيه چي دنه ني؟بئوته: ثواب داينه.ملا بئوته يعني مفت؟يارو بئوته اره!ملا بئوته : مفت؟ كي گفت؟يارو بئوته اي بعداً دمي!ملا بپرسيه يعني: نسيه؟يارو بئوته: آرهملا بئوته؛نسيه بچسيه!! آخر به مقصد نرسيه!!خلاصه!قرار بيه ملا، منبر پشت هر اتا پپسي كه اسم بورده دهشي به حسابش منظور بووه.فرقي نكنه باووه پپسي خاره يا بده!ملا بورده منبر پشت شروع هاكرده از رفتار جوانها صحبت هاكرده و بئوته:من نمي دانم نون و پنير و چايي شيرين ما چه عيبي دارد كه جوانها ميرن، ساندبيج با پپسي ميخورن!همينجور صف مي كشن اولي ساندبيج با پپسي، دومي هم پپسي سومي هم ميگه آقا يك سانبيج با پپسي،اين يعني میشه خوند!...

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 20:26

کارمند اینجوری هم دوره ی شاه داشتیم!!سلاميك نفر را در اداره ي ثبت اسناد آمل داشتيم كه حق حسابي بود و نرخ را هم خودش تعيين مي كرد و به ارباب رجوع اعلام مي كرد.اينگونه:براي كار خيلي كوچيك، ٥ تومان، يك دست را با انگشتان باز رو سينه ميذاشت و مي گفت:چشم يك كارش مي كنيم. براي کاری که نرخ رشوه اش ده تومن بود، دودست را روي سينه میذاشت و قول انجامش را می داد.برای رشوه ی بيست تومانی ،با دو دست انگشت باز، دو بار روي سينه اش می زد و کار سازی می کرد .و اما برای تفهیم اهمیت کار و یا خلاف بالاتر که رشوه اش صد تومان بود، مثل روز عاشورا كلاً سينه مي زد!!واقعي بود، ها==========يك کارمند تنبل و مافنگی لاغر ی هم در آمل داشتيم كه هفته اي يكبار كه ميخواست بره حموم كراواتش را در مي آورد!بهش مي گفتند : مرد حسابی ، شب که ميخوابي كراواتت را در بيار !مي گفت نه، نمیشه!ممكنه رئيسم را در خواب ببينم، زشته بدون كراوات باشم.=====الان دوره ی یاقوت همه ی کارمندامون، علیه السلامند و از این وصله ها بهشون نمی چسبه! میگید : نه!به عنوان نمونه: شما یک کارمند دولت گیر بیار میشه خوند!...

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 20:26

پنير ليقوانبراي ماموريت اداري رفته بوديم اردبيلمدت ماموريتمون هم پانزده روز بود.هم به كارهاي اداره رسيديم و هم با شهر آشنا شديمفهميديم بهترين پنير ليقوان را در اينجا مي تونيم بخريم.پرسان پرسان به بهترين پنير فروش شهر رسيديمنمونه ي پنير هاي تبريز و ليقوانش حرف نداشت. هر دو پنير گوسفندي پر چربتبريز، سفيد تر و بدون خلل و فرج و ليقوان اندكي مايل به كرم و خلل و فرج دار.فروشنده پيرمرد لاغر اندام ٥٠ كيلويي بالاي ٧٥ سال سن، خوش مشرب و بذله گو و مهربان با چهره و حركاتي قابل اعتماد!به عنوان مرغوبترين پنير ليقوان، يك حلب ١٧ كيلويي به من فروخت، و يا بهتره بگم من از او خريدم، با اين اميد كه شايد تا ششماه مصرفش كنيم.به تهران و خونه رسيدم و در پاسخ اينكه چرا ١٧ كيلو پنير خریدي ، با غرور اعلام كردم.بهترين پنير ليقوان كشور را خريدم.چشمتان روز بد نبيند.درب حلبی پلمپ شده را باز کردم. دیدم تو آب نمک،حدود ١٠ كيلو پنير تازه ي كم چرب گاوی را پير مرد ! به من انداخت به هواي ١٧ كيلو پنير پرچرب كهنه ي ليقوان !!فكر كنم الان فوت شده و حتما به بهشت رفته است. میشه خوند!...

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 20:26

صفحه بندی